Iran - Esfahan - Zayandeh roud river in the morning - (Information in page 1)

Selected for Google Maps and Google Earth

اِصفَهان (پارسی میانه: اسپهان)[۴] شهری باستانی در مرکز ایران است. شهر اصفهان، مرکز استان اصفهان و نیز مرکز شهرستان اصفهان است. به لحاظ جمعیت بعد از تهران و مشهد سومین شهر بزرگ ایران و یکصد و شصت و سومین شهر پر جمعیت دنیاست. [۴] [۵] این شهر طبق سرشماری نفوس و مسکن، در سال ۱۳۸۵، ۱٬۵۸۳٬۶۰۹ نفر جمعیت داشته‌است.[۱] اصفهان از دیرباز از مهمترین مراکز شهرنشینی در فلات ایران بوده‌است. اصفهان در مسیر اصلی شمال به جنوب و شرق به غرب ایران و یکی از بزرگترین شهرهای جهان بوده است. اصفهان در ۴۲۵ کیلومتری تهران و در جنوب این شهر قرار دارد. این شهر در منطقه‌ای نیمه ‌کویری در مرکز ایران و در کنار رودخانهٔ زاینده‌رود قرار گرفته، و از مراکز گردشگری، فرهنگی و اقتصادی ایران محسوب می شود. آب و هوای آن معتدل و دارای فصول منظمی است. این شهر در میان سال‌های ۱۰۵۰ تا ۱۷۲۲ میلادی به ویژه در قرن شانزدهم میلادی در میان حکومت صفویان هنگامی که برای دومین بار پایتخت ایران شد، رونق فراوانی گرفت. حتی امروزه نیز شهر مقدار زیادی از شکوه گذشته خود را حفظ کرده است. بناهای تاریخی متعددی در شهر وجود دارد که تعدادی از آن‌ها به عنوان میراث تاریخی در یونسکو به ثبت رسیده‌اند.[۴] اصفهان در سال ۲۰۰۶ به عنوان پایتخت فرهنگی جهان اسلام انتخاب شد.[۳] این شهر به داشتن معماری زیبای اسلامی و بسیاری از بلوارهای زیبا، پل‌های سرپوشیده، کاخ‌ها، مسجد‌ها و مناره‌های منحصربفرد معروف است. این امر باعث شده است که در فرهنگ ایرانی اصفهان نصف جهان لقب بگیرد. میدان نقش جهان یکی از بزرگترین میدان‌های دنیاست و نمونه برجسته‌ای از معماری اسلامی است که توسط یونسکو به عنوان میراث جهانی ثبت شده است. در طول تاریخ به آسانی نمی‌توان رد شهر اصفهان را بطور پیوسته دنبال نمود. هر چند اصفهان در مرکز فلات ایران قرار داشت. به علت آنکه در دوران پیش از اسلام گرانیگاه شاهنشاهی‌های هخامنشی تا ساسانی، قلمرو غربی این شاهنشاهی‌ها و به ویژه میان‌رودان بود، این شهر در کانون توجه این دودمان‌ها قرار نداشت. در طول تاریخ تا دوران اسلامی می‌توان در محل فعلی شهر اصفهان ردپای شهرهای مختلفی تحت نامهای مختلف، محلهای مختلف و حتی مردمان متفاوتی را پی‌گیری نمود. اصفهان کنونی در قدیم گابای (همان گی و جی بعدی) نام داشت و در آغاز مرکز قبیله پَرِتاکِن (که نام فریدن از آن به‌جا مانده) بوده‌است. به نظر می‌آید نام اسپهان (به معنی جایگاه ارتش) از روزگار ساسانیان به بعد جایگزین نام گی شده‌باشد. آن‌گونه که در سرگذشت‌نامه‌ها آمده، سواره‌نظام ساسانی به هنگام صلح در سبزه‌زارهای پیرامون اسپهان به‌ویژه در بخش غربی این شهر تا دامنه‌های کوه‌ها و سرچشمهٔ زاینده‌رود استقرار می‌یافت. اسپهان از آن‌جا که ولیعهدنشین ساسانیان بود امتیازی نسبت به شهرهای ایران آن زمان به‌دست آورد. در زمان ساسانیان گاه اسپهان و گاه ارمنستان ولیعهدنشین شاهنشاهی ایران بود ولی اسپهان این امتیاز دیگر را نیز داشت که نشیمن‌گاه و قلمرو نفوذ واسپوهران یا اعضای هفت خانواده بزرگ ایرانی صاحب نفوذ در پادشاهی نیز بود.[۱۴] هر چند در دوران اسلامی منطقه جغرافیایی اطراف شهر نام اَسپاهان که نام تقسیم بندی حکومتی زمان ساسانیان بوده‌است را حفظ کرده‌است. در هنگام حمله اسکندر مقدونی به ایران، این شهر مرکز گابیوها بوده‌است و از آن تحت عنوان گابای یا تابای نام برده شده‌است.در سده‌های آغازین اسلامی، منابع اسلامی از دو شهر در مکان فعلی شهر اصفهان نام می‌برند؛ شهری بنام جَی در مکان فعلی محله جی و دیگری شهری در سه کیلومتری غرب جی با نام یهودیه که جمعیتی قابل توجه از یهودیان را در خود جای داده بود. عرب‌ها اسپهان را در سال ۲۳ هجری تصرف کردند و این شهر نیز مانند دیگر شهرهای ایران تا آغاز سدهٔ چهارم هجری زیر سلطهٔ اعراب قرار داشت. در زمان خلیفه منصور عباسی در دهکدهٔ خشینان (احمدآباد امروزی) کاخی بزرگ بنا شد و بارویی به گرد شهر اصفهان کشیده‌شد و خشینان به جویباره (یهودیه) پیوسته‌شد. در سال ۳۱۹ ه.ق. مردآویج زیاری با سپاهش از گیلان، اصفهان را آزاد کرد و این شهر را به پایتختی برگزید و جشن سده را با شکوه بسیار در این شهر برپا کرد.در سال ۳۲۷ قمری این شهر به دست رکن‌الدوله دیلمی افتاد که وی نیز اصفهان را پایتخت خود قرار داد. پس از آن شهر اصفهان پیشرفت پیشین خود را بازیافت و کانون گرد هم آمدن دانشوران و سرایندگان شد شهر اصفهان دارای طول جغرافيايی ۵۱ درجه و ۳۹دقيقه و ۴۰ ثانيه شرقی و عرض جغرافيايی ۳۲ درجه و ۳۸ دقيقه و ۳۰ ثانيه شمالی می باشد. محدوده شهری آن به چهارده منطقه شهری تقسیم می شود و در خارج از محدوده شهری نیز از غرب به سمت خمینی شهر و نجف آباد، از جنوب کوه صفه و سپاهان شهر، از سمت شمال به شاهین شهر و از شرق نیز به منطقه بیابانی منتهی می شود. سطح شهر از سطح عمومی دریاها حدود ۱۵۷۰ متر ارتفاع دارد و در قسمت شمالی و شرقی به کویر محدود می‌گردد و در قسمت غربی و جنوبی نیز به سلسله کوه های زاگرس منتهی می‌شود. کوهستان کرکس در پنجاه کیلومتری شمال اصفهان و زرد کوه در جنوب غربی آن قرار دارد. وجود آبهایی همانند زاینده رود که از کوه های زاگرس به ویژه زردکوه سرچشمه گرفته دلیل پیدایش این شهر می باشد. شهر اصفهان بر روی دشتی به نسبت هموار با شیبی در حدود ۲ درصد و به طرف شمال شرقی بنا گردیده است. در طی سده های گذشته نیز به سبب وجود آب فراوانتر و آلودگی کمتر در سمت جنوب غربی توسعه بیشتری یافته است. زاینده رود بزرگترین رود فلات مرکزی ایران ازکوه‌های بختیاری سرچشمه گرفته و از میان اصفهان می‌گذرد. همچنین جنگل ناژوان از مناطق خوش آب و هوای حاشیه زایند رود می‌باشد، ازدیگرمناطق طبیعی قابل گشت و گذار اصفهان می‌توان به کوه کلاه قاضی و کوه صفه اشاره نمود. منطقه کلاه قاضی یک پارک ملی است با نام پارک ملی کلاه قاضی که محل زیست جانوران زیادی مانند کل، پازن، بز، آهو، و عقاب است. از دوره قبل از اسلام، چیزی به جز بقایای آتشکده‌ای در کوه آتشگاه، اکتشافات اندکی در تپه اشرف و همچنین پل شهرستان (متعلق به دوران ساسانیان) بجا نمانده‌است که از میان آن سه، تنها بنای برپا و برجا پل شهرستان است. بیشتر آثار تاریخی بجا مانده در مربوط به دورهٔ اسلامی است. آثاری از تمامی دوره‌های تاریخی پس از اسلام بجا مانده‌است اما بویژه آثار دو دوره باشکوه از تاریخ اصفهان یعنی دورهٔ سلجوقی و دورهٔ صفوی برجستگی ویژه‌ای دارد، که هر کدام دارای ویژگی‌ها و سبک معماری یگانه خود است. معماری دوران سلجوقیان معماری سلجوقیان - که بویژه در مسجد جامع نمود می‌یابد - ساده و بی‌پیرایه اما با ظرافت فراوان است. از ویژگی‌های دیگر معماری این دوره سکوت و درونگرایی به دور از هر گونه جلوه‌گری آن است. بجای آنکه بیننده تحت تأثیر آنی آن قرار گیرد، آرام آرام زیبائی و عظمت اسرار آمیز آن را در جای خود احساس می‌کند. برخلاف معماری و هنر دوره صفوی که توجه به جلوه‌های رنگ و نور و چشمگیری و درخشندگی از ویژگی‌های آن است. آرامگاه ملکشاه و سلطان سنجر و خواجه نظام الملک از آثار تاریخی این دوره در شهر اصفهان می‌باشد. معماری دوران صفویان عصر صفوی، عصر کمال و شکوفایی نبوغ معماری و شهرسازی در ایران است. هنرمندان شهر جلفای آذربایجان اوج شکوه معماری ایران را رد اصفهان به نمایش گذاشتن زیباترین و با شکوه‌ترین آثار معماری ایران در همین دوره، توسط معماران خلاق و هنرمندی چون محمدرضا و علی اکبر اصفهانی آفریده شد. در زمان شاه عباس اول صفوی پایتخت از قزوین به اصفهان منتقل شد. اصفهان در مرکز امپراتوری صفوی قرار داشت و نسبت به قزوین به خراسان نزدیک تر بود. موقعیت جفرافیایی این شهر موجب افزایش سرعت عکس‌العمل شاه در مقابل تهدیدات ازبکان و عثمانیان بود.شاه عباس بدون ایجاد تفییرات عمده در بخش قدیمی شهر، بخش‌های جدیدی را به آن افزود. میدان نقش جهان، دولتخانه و خیابان چهارباغ در کنار بخش‌های قدیمی شهر ساخته شدند. از ویژگیهای مهم در شیوهٔ معماری این دوره، علاوه بر استحکام و زیبایی ساختار، درخشش بیان است. در آثار این دوره تابش رنگ و نور، و جذابیت سطوح و شکوه چشمگیر آنها، احساس زیبائی خیره کننده‌ای در بیننده ایجاد می‌کند و طنین رنگها و سطوح مکرر کاشیهای درخشان به منظره‌ای شفاف، مجرد و روحانی تبدیل می‌شود. معماری این دوره از لحاظ وسعت و کارآیی، بسیار متنوع است و در تمامی ابعاد حیات فرهنگی، اجتماعی و اقتصادی مردم حضوری زنده و پویا دارد. باشکوه‌ترین مساجد، عظیمترین میدانها، زیباترین پلها و خیابانها، بزرگ‌ترین بازارها، مدرسه‌ها، و کاروانسراها در این عصر ساخته شد. و همه در نوع خود در اوج کمال هنری، استحکام و کارآیی و بعضی چنان باشکوه و زیبا و کامل، که گاهی نمی‌توان باور کرد که انسانی ناچیز آن را پدید آورده باشد.


Isfahan (Persian: اصفهان Esfahān), historically also rendered in English as Ispahan, Sepahan or Hispahan, is the capital of Isfahan Province in Iran, located about 340 km south of Tehran. It has a population of 1,583,609, Iran's third largest city after Tehran and Mashhad. The Isfahan metropolitan area had a population of 3,430,353 in the 2006 Census, the second most populous metropolitan area in Iran after Tehran.[2] The cities of Najafabad, Se-deh (Homayounshahr, renamed Khomeinishahr since 1981), Khan Isfahan, Shahin-shahr, Zarrinshahr, Mobarakeh, Falavarjan and Fouladshahr all constitute the metropolitan city of Isfahan. Isfahan is located on the main north-south and east-west routes crossing Iran, and was once one of the largest cities in the world. It flourished from 1050 to 1722, particularly in the 16th century under the Safavid dynasty, when it became the capital of Persia for the second time in its history. Even today, the city retains much of its past glory. It is famous for its Islamic architecture, with many beautiful boulevards, covered bridges, palaces, mosques, and minarets. This led to the Persian proverb "'Esfahān nesf-e jahān ast" (Isfahan is half of the world).[3] The Naghsh-e Jahan Square in Isfahan is one of the biggest city squares in the world and an outstanding example of Iranian and Islamic architecture. It has been designated by UNESCO as a World Heritage Site. The city also has a wide variety of historic monuments. The history of Esfahan can be traced back to the Palaeolithic period. In recent discoveries, archaeologists have found artefacts dating back to the Palaeolithic, Mesolithic, Neolithic, Bronze and Iron ages. Ancient Esfahan was part of the Elamite Empire under the name of Aspandana also spelt Ispadana. It later became one of the principal towns of the Median dynasty. Subsequently the province became part of the Achaemenid Empire. After the liberation of Iran from Macedonian occupation by the Arsacids, it became part of Parthian Empire. Esfahan was the centre and capital city of a large province, which was administered by Arsacid governors. In the Sassanid era, Esfahan was governed by "Espoohrans" or the members of seven noble Iranian families who had important royal positions, and served as the residence of these noble families as well. Moreover, in this period Esfahan was a military centre with strong fortifications. Esfahan fell temporarily under the rule of Arabs until the Abbasid era, only being attended to by Al-Mansur. In the 10th century, under the Buwayhid Dynasty, Esfahan regained its importance. In the reign of Malik Shah I of the Seljuk dynasty, Esfahan was again selected as capital and commenced another golden age. In this period, Esfahan was one of the most thriving and important cities of the world. The famous Persian philosopher Avicenna lived and taught there in the 11th century. In 1387, Esfahan surrendered to the Turko-Mongol warlord Timur. Initially treated with relative mercy, the city revolted against Timur's punitive taxes by killing the tax collectors and some of Timur's soldiers. In retribution, Timur ordered the massacre of the city residents and his soldiers killed a reported 70,000 citizens. An eye-witness counted more than 28 towers, each constructed of about 1,500 heads.[4] As the result of its suitable geographic situation, Esfahan flourished again especially during the Safavid dynasty. The Golden Age of Esfahan arrived in the 16th century under Shah Abbas the Great (1587–1629), who conquered it and made it the new capital of the Safavid dynasty. During the reign of Shah Abbas I, who unified Persia, Esfahan reached its pinnacle. Esfahan had parks, libraries and mosques that amazed Europeans. The Persians called Esfahan, Nesf-e-Jahan (half the world), meaning that to see it was to see half the world, and also referring to it as a point where many cultures and nationalities meet and mingled. In its heyday, Esfahan was one of the largest cities, with a population of over half a million;[3] 163 mosques, 48 religious schools, 1801 shops and 263 public baths. In 1722, following the defeat of the Safavids in the Battle of Gulnabad, Afghans raided Esfahan after a long siege, which left much of the city in ruins. Although the Afghans were a primary cause of Esfahan's decline, it can also be attributed to competition from maritime commerce developed by European merchants from such countries as the Netherlands. Esfahan's wealth originated in its role as a chief waystation along the trans-Asia trade route (such as the Silk Road). Such land trade dwindled as the cheaper sea routes increased in popularity for transporting commodities Today Esfahan, the third largest city in Iran, produces fine carpets, textiles, steel, and handicrafts. Esfahan also has nuclear experimental reactors as well as facilities for producing nuclear fuel (UCF). Esfahan has one of the largest steel-producing facilities in the entire region, as well as facilities for producing special alloys. At Esfahan uranium is converted into uranium hexafluoride (UF6). In its gaseous form it is spun at high speed in the centrifuges to extract the fissile isotope. Esfahan is Iran's only domestic source of UF6. According to IAEA in 2006, Iran was building hardened bunkers under Esfahan to protect UF6 production.[5] The cities of Najafabad, Khomeini-shahr, Shahin-shahr, Zarrinshahr, Mobarakeh, Qomshe(Shahreza), Kashan, Fouladshahr and Falavarjan constitute the metropolitan city of Esfahan. The city has an international airport and is in the final stages of constructing its first Metro line. Over 2000 companies are working in the area using Esfahan's economic, cultural, and social potentials. Esfahan contains a major oil refinery and a large airforce base. HESA, Iran's most advanced aircraft manufacturing plant (where the IR.AN-140 aircraft is made), is located nearby


Isfahán o Ispahán,[1] (en persa اصفهان Esfahān) localizada a 340 km al sur de Teherán, es la capital de la Provincia de Isfahán y la tercera ciudad más grande de Irán (después de Teherán y Mashhad). Isfahán tiene una población de 1.540.000 habitantes (2000). La "Plaza de Naghsh-i Jahan" fue nombrada Patrimonio de la Humanidad por la Unesco. La ciudad también posee una extensa variedad de sitios construidos entre los siglos XI y XIX, donde se puede apreciar la arquitectura islámica. La belleza de Isfahán inspiró a los músicos de jazz Duke Ellington y su colaborador Billy Strayhorn a escribir una canción en su nombre. La ciudad está geográficamente localizada a 32°38′ Norte y 51°29′ Este, en el valle del río Zayandeh Rud. Posee un clima templado, con estaciones definidas. Isfahán está situada en la principal montaña que atraviesa a Irán, a 1590 metros sobre el nivel del mar. Tiene un promedio de 355 mm de precipitaciones por año. La temperatura varía entre los 2°C y 28 °C. La máxima registrada fue de 42 °C y la mínima de −19 °C.


Ispahan ou Isfahan (en persan : اصفهان, EsfahānPrononciation du titre dans sa version originale) est une ville d’Iran, capitale de la province d’Ispahan. Elle est située à 340 kilomètres au sud de la capitale, Téhéran. Troisième ville d’Iran (après Téhéran et Mashhad) avec 1 600 554 habitants en 2006, la zone métropolitaine d’Ispahan est un des centres majeurs de l’industrie et de l’enseignement en Iran. Ispahan a été capitale de l’empire perse sous la dynastie des Safavides entre le XVIe siècle et le XVIIIe siècle. La ville est bien irriguée et noyée de verdure, ce qui offre un contraste bien particulier avec les étendues désertiques qui l’entourent. Les travaux entrepris sous le Shah Abbas faisant d'Ispahan une vitrine de l'architecture et de l'art Safavide extrêmement raffiné, ainsi que les nombreux monuments islamiques construits entre le XIe et le XIXe siècle, font d'Ispahan un des joyaux du Moyen-Orient. La place Naghsh-e Jahan (en persan : میدان نقش جهان) est classé au patrimoine mondial de l’humanité depuis 1988. Le nom de la ville en vieux-perse était Aspadana, devenu Spahān ou Espahān en moyen-perse puis Esfahan après la conquête musulmane. L’alphabet arabe ne possédant pas le son /p/, le nom de la ville est devenu Esfahan après la conquête par les arabes en 651. On trouve également des transcriptions telles qu'Isfahan ou Ispahan qui ont pour origine des accents différents. "Esfahan Nesf-e Jahān" (en persan " اصفهان نصف جهان") est un jeu de mot sur son nom qui dit que cette ville est « la moitié du monde » Ispahan est située dans le centre de l’Iran, au cœur du plateau iranien (32°40′N 51°40′E / 32.667, 51.667), à 1 574 mètres d’altitude, à l’est de la chaîne des Zagros. Ispahan a été fondée dans la plaine du Zayandeh rud (dont le nom signifie « rivière qui donne la vie »), au bord de ses rives. Ce site est une oasis au milieu de l’aride plateau iranien, à 340 kilomètres au sud de Téhéran. Ispahan est située au centre des routes qui traversent l’Iran du Nord au Sud ou d’Est en Ouest, sur les routes commerciales entre la Chine et l’empire ottoman, et entre le golfe Persique et la Russie. Cette position stratégique économiquement parlant, la fertilité des terres entourant la ville, le climat — rendu plus frais par l’altitude — ainsi que la présence d’eau en abondance dans un pays aride ont été des éléments déterminants pour le développement[1] et également pour le maintien de cette ville en tant que centre urbain qui a survécu à des cycles de prospérité et de déclin Le Zayandeh rud, une des rares grandes rivières permanentes du plateau iranien, se jette dans un lac salé (lac Gavkhuni) dans le désert. Le bassin du Zayandeh rud s’étend jusqu’à 90 kilomètres au nord d’Ispahan et des vents frais soufflent depuis le nord et rafraîchissent le bassin. Ce bassin, qui couvre 41 500 km2 au centre de l’Iran, est rattaché à l’histoire d’Ispahan. En effet, la ville d’Ispahan est le centre de ce bassin. Cette position lui a partiellement donné son importance historique et économique dans l’histoire du pays[3]. La ressource en eau de rivière a augmenté de 50 % (représentant 790 millions de m3) au cours des dernières années du XXe siècle grâce à la construction de deux aqueducs qui conduisent l’eau du Kuhrang vers le Zayandeh rud[4]. Un réseau artificiel, dont les composants sont appelés madi, a été utilisé au moins depuis le XVIIe siècle pour fournir de l’eau aux habitants et aux cultures de la ville et de ses alentours. Dessiné par Sheikh Bahai, un ingénieur de Shah Abbas, ce réseau comporte 77 madis sur la partie nord, et 71 sur la partie sud du Zayandeh rud. En 1993, ce réseau plusieurs fois centenaire fournit 91 % des besoins agricoles en eau, 4 % des besoins industriels, et 5 % des besoins de la ville. D’après une étude conduite par des chercheurs iraniens, 35 % de ce réseau aurait été détruit avec la modernisation qu’a connue la ville depuis les années 1960[5]. Une partie de l’eau du Zayandeh rud a été détournée en 2001 en amont d’Ispahan, causant une nette baisse de niveau de la rivière dans la ville La période à laquelle a été fondée Ispahan est encore incertaine, mais les historiens s’accordent à dire qu’au vu de sa situation privilégiée au centre du plateau iranien, la ville d’Ispahan serait un des premiers centres urbains établis sur le plateau iranien. Une ville nommée Gabe ou Aspadana, dont l’existence est attestée par des sources achéménides, pourrait être antérieure à Ispahan, mais cette hypothèse n’a pas été démontrée archéologiquement. En revanche, il est admis qu’Ispahan était le centre d’une des provinces de l’Empire sassanide ; un siège militaire au centre de l’Empire et qui se serait appelé Aspahan, nom est attesté par des inscriptions sur des pièces sassanides datant du IVe siècle. Des informations sur la ville d’Ispahan à l'époque préislamique sont données par des historiens et géographes arabes des débuts de la période islamique[9]. Ispahan consistait alors en deux sites peu éloignés : Jay ou Jayy, le siège des gouverneurs sassanides, et Yahoudiyeh (ou Yahudiyeh), la ville juive. Alors que Jayy servait de centre administratif et militaire, Yahudiyeh accueillait les habitations du peuple[10]. Un ensemble de villages prospère tout autour de Yahudiyeh dans l’oasis que formait cette zone (Yaran, Khushiinan, Karan, Televajgun, Khujan, Sunbulan, Ashicaban et Felfelan). Un second satellite était situé à quatre kilomètres des premiers avec deux villages nommés Juzdan et Lublan. La fondation de la ville de Jayy est sans aucun doute attribuable aux Sassanides. Heinse Gaube suggère que c’est Khosro Ie qui aurait fait construire des bâtiments à l’intérieur de l’enceinte fortifiée qui possédait des tours tous les quarante ou cinquante mètres ainsi que quatre portes situées sur la trajectoire saisonnière du soleil (nommées Khur, Isfis, Tir et Yahoudiyeh)[11]. La structure de Jayy, d’après les historiens arabes, comportait déjà une place centrale et un marché situé à proximité. Le nom Yahoudiyeh a pour origine le peuplement juif de la ville. Son origine est plus ancienne que celle de Jay. Certaines sources disent que la ville aurait été fondée par une reine sassanide qui y aurait installé des familles juives. D’après d’autres sources, la colonie juive daterait du temps de Nabuchodonozzor quand des Juifs se seraient installés dans un endroit appelé Ashkahan, qui est toujours le nom d’un des quartiers du vieil Ispahan[12]. Il est également très probable que l’empereur sassanide Shapur Ie ait déporté plusieurs milliers de familles juives depuis l’Arménie jusqu’à Ispahan vers 386 de notre ère, afin de pouvoir asseoir son pouvoir sur l’Arménie


Esfahān (o Isfahān, o Ispahān) è una città nell'Iran centrale con 1.600.000 abitanti (stima 2007) sul fiume Zayandeh, 400 chilometri dal Golfo Persico a un'altezza di 1590 metri sopra il livello del mare, nelle montagne dello Zagros. È la capitale della regione di Esfahan con 4.600.000 abitanti (stima 2006) e con una superficie di 107.027 km². Lo hinterland economico di Esfahān è la zona circostante in cui sono prodotti cotone, grano e tabacco. Le industrie tradizionali della città includono quella tessile - cotone, seta e lane, broccato e moquette - ma anche quella alimentare e metallurgica. Le industrie moderne, a parte la siderurgia, sono quelle legate alla raffinazione del petrolio. Esfahān è ben nota per le bellezze architettoniche e per i suoi giardini pubblici. Gran parte di questo patrimonio, che fa dire a un adagio persiano che "Esfahān è metà del mondo" (Esfahān nesf-e jahān), cui qualcuno ha aggiunto la frase "e ora si trova in rovina" [senza fonte], riferendosi ai danni bellici della guerra scatenata contro l'Iran dall'Iraq di Saddam Hussein. Su tali guasti sono state peraltro condotte missioni di restauro e di conservazione, tra cui quella italiana dell'IsIAO, guidata dall'architetto Eugenio Galdieri. Esfahān è una città molto antica, importante anche nell'Impero sasanide, fu conquistata dagli Arabi nel 642. Fece parte del Califfato abbaside finché Toghrul Beg, sovrano dei Grandi Selgiuchidi, la conquistò nel 1055 e la scelse come capitale del suo Sultanato. Perse la sua importanza con la fine del dominio selgiuchide in Persia. Fu poi occupata da Mongoli, che in seguito ad una rivolta degli abitanti saccheggiarono la città e sterminarono la popolazione, e dagli Afghani. Nel 1930 lo scià Reza Pahlavi ordinò un ampio progetto di ricostruzione delle rovine.


Isfahan (pers. اصفهان, translit. Eşfahān[1], transkryp. Esfahan[1]); historycznie także jako Ispahan, starop. Aspadāna, średniop. Spahān, ) - trzecie co do wielkości miasto Iranu, położone ok. 340 km na południe od Teheranu. Stolica prowincji o tej samej nazwie. Populacja: ok. 2 mln. Miasto leży w oazie na Wyżynie Irańskiej, u stóp łańcucha górskiego Zagros na wysokości 1590 m n.p.m.. Isfahan położony jest na przecięciu szlaków północ-południe oraz wschód-zachód. Temperatury wahają się między 2° a 28 °C. Główny plac Isfahanu - Naghsh-i Jahan (pers. ميدان نقش جهان maidaan-e naqsh-e jehaan) zwany obecnie placem Imama - jest wpisany na listę światowego dziedzictwa UNESCO. Odkrycia archeologiczne świadczą, że Isfahan był osadą zamieszkaną już w okresie paleolitu. Miasto odgrywało istotną rolę w okresie państwa Medów, a także w późniejszych okresach imperium perskiego. Po podboju arabskim miasto przestało odgrywać istotną rolę, aż do czasu rządów Abbasydów w ramach Kalifatu Bagdadu, kiedy odzyskało status stolicy. W XIII w. i XIV w. miasto zostało splądrowane przez Mongołów. Czasy świetności nadeszły dla Isfahanu w XVI w., gdy szach Abbas I Wielki z dynastii Safawidów ustanowił w tym mieście stolicę imperium perskiego. W ówczesnych czasach było to jedno z największych miast świata, zamieszkane przez ponad milion osób. Funkcjonowały w nim: 163 meczety, 48 szkół religijnych, 1801 sklepów i 263 łaźnie publiczne. Dzisiaj Isfahan, poza bezcennymi zabytkami: bulwarami, mostami, pałacami i minaretami, produkuje piękne dywany, tekstylia, stal i rękodzieło. Znajdują się tu eksperymentalne reaktory nuklearne oraz zakłady do produkcji paliwa atomowego i największa w regionie huta stali. Funkcjonuje międzynarodowy port lotniczy, a miasto kończy budowę pierwszej linii metra. Isfahan ma wielką rafinerię naftową i wojskową bazę lotniczą. W pobliżu znajduje się siedziba HESA [1], najbardziej zaawansowane zakłady lotnicze w Iranie, gdzie produkuje się IR.AN-140. Metropolia Isfahan obejmuje miasta: Nadżaf-abad, Khaneh Isfahan, Chomeini-szahr, Szahin-szahr, Zarrin-szahr i Fulad-e Mobarakeh.


۱]، مهم‌ترین رود مرکزی ایران است که از چکاد ۳ تا ۴ هزارمتری همیشه پربرف زردکوه و کوهرنگ در استان چهار محال و بختیاری سرچشمه می‌گیرد. این رود خانه پس از طی یک مسیر پر پیچ و تاب در شهرستان شهرکرد از سمت غرب استان اصفهان وارد این استان می شود. نام رودخانه‌ی زاینده‌رود همواره با نام شهر اصفهان گره خورده است، به گونه‌ای که هرجا از اصفهان نامی به میان می‌آید، همگان این شهر زیبا را با رودخانه‌ی نامور او می‌شناسند؛ از این رو حیات و عمر جاودانه‌ی سپاهان، مدیون این برکت خداوندی است. هزاران سال است که آب این رودخانه بدون دخالت دست بشر، به‌طور طبیعی و به‌واسطه‌ی‌ نشیب‌های تند، دره‌های پرپیچ و خم کوهستانی را یکی پس از دیگری پشت سر می‌گذارد و آهسته و پیوسته در دشت خشک این دیار سرازیر می‌شود و با خود شوره‌زارها و خارستان را می‌شوید و در نهایت مثل مرواریدی گران، ملایم و آرام دل به گاوخونی می‌سپارد. اما شوربختانه چندی ا‌‌ست که فرزندان ناسپاس امروزی، به این موهبت الهی هم‌چون ثروت انحصاری‌ای می‌نگرند که وجود مرزهای کنونی را دلیلی بر تحدید و انحصار آن می‌بینند. اطلاق نام زاینده‌رود به این رودخانه به این خاطر است که به علت سختی زمین در بستر و حوالی بستر رودخانه (از جنس شیست)، آب‌های آبیاری‌شده دوباره بعد از نفوذ در زیر خاک اراضی، کم و بیش به زاینده‌رود باز می‌گردد. به عبارتی می‌توان گفت که بستر زاینده‌رود زهکشی اراضی و مناطق اطراف آن است. از این رو در هیچ موقع سال هرچند که تمامی آب رودخانه را به آبیاری اراضی بالادست اختصاص دهند، در پایین دست آن خشکی کامل در بستر رود ایجاد نمی‌شود. [۲] «صورة‌الارض» ابن حوقل (۱۳۴۵) کهن‌ترین منبعی ا‌ست که در آن از این رودخانه با نام «زاینده‌رود» یاد شده است. او می‌نویسد: «…به فاصله یک تیر پرتاب، از آن رودخانه زاینده‌رود جاری است». [۳] اما از گذشته‌های دور تاکنون زاینده‌‌رود به نام‌های مختلفی نامیده شده است که از مهم‌ترین آن‌ها می‌توان به زندک‌رود، زندرود، زرن‌رود، زرین‌رود، زنده‌رود، زاینده‌رود و رودخانه‌ی اصفهان اشاره داشت. ابن حوقل علاوه بر «زاینده‌رود»، «زرن‌رود» را هم برای این رودخانه به کار برده است. او می‌گوید: «که رود اصفهان است و در همه این شهر جریان دارد». [۴] «در نزدیکی آن بر ساحل زرن‌رود، آسیاب‌هایی است. این رود آبی گوارا دارد و خاک‌هایی که بدان مشرف است، زیبایی خاصی بدان بخشیده است.» [۵] مقدسی که در سده‌ی چهارم می‌زیسته‌است در «احسن التقاسیم فی معرفت الاقالیم» (۱۳۶۱)، از زاینده‌رود چنین یاد کرده است: «زَندرود [۶] از کوه‌های اصفهان سرازیر و به یهودیه درآید و خوره را سیراب کند.» [۷] در کتاب «حدود العالم من المشرق الی مغرب» (۱۳۶۲)، از نویسنده‌ای گمنام که مربوط به قرن چهارم است چنین آمده‌است: «سپاهان شهری عظیم است و آن دو شهرست یکی را جهودان خوانند و یکی را شهرستان و در هر دو منبر نهاده‌اند و میان ایشان نه (نیم) فرسنگست و شهری خرم است و بسیار نعمت … اندر جبال او را رودیست کی آنرا زرن‌رود خوانند کی اندر کشت و برز او بکار است.» [۸] ابن خردادبه در کتاب نامور خود «المسالک الممالک» (۱۳۷۰)، از زاینده رود به «زرن‌رود» اشاره داشته است [۹] و آن‌جا که از سرچشمه‌ی رودها صحبت می‌کند از این رود چنین نام می‌برد: «سرچشمه‌ زرین‌رود، دره‌ اصفهان است». [۱۰] ابن رُسته جغرافی‌دان اوایل سده‌ی چهارم از زاینده‌رود به عنوان «زرین‌رود» [۱۱] یاد می‌کند: «سرچشمه زرین‌رود اصفهان از کوه‌های اصفهان استکه در جانب ناحیت اهواز می‌باشد. این رود تمام جلگه‌ی اطراف شهر اصفهان را سیراب می‌کند». [۱۲] زنده‌رود از نام‌های متداول رودخانه‌ی زاینده‌رود بوده است، از جمله یاقوت حموی می‌نویسد: «مدینه اصفهان یا جی که شهرستان معروف است و آن بر کنار زنده‌رود است…» [۱۳] که هنوز هم در متون به‌ویژه ادبیات کنونی کاربرد دارد. رودخانه‌ی زاینده‌رود به مناسبت این‌که از شهر بزرگ و تاریخی اصفهان می‌گذرد، به نام «رودخانه‌ی اصفهان» هم مشهور است و در امروز بسیاری از مردم، این رودخانه را به نام رودخانه‌ی اصفهان می‌نامند؛ چنان‌که برخی از رودخانه‌ها به نام شهر یا منطقه معتبری که از آن‌جا می‌گذرد، نام‌گذاری شده‌اند. مانند هریرود که از شهر هرات می‌‌گذرد و نام خود را از این شهر گرفته است، یا رودخانه‌ی کابل که از شهر کابل عبور می‌کند. [۱۴] ابرهای دریای مدیترانه بر فراز کوهرنگ و زردکوه باعث ریزش باران و برف می‌شود. برف‌ها در زمستان انباشته می‌شوند و در بهار و تابستان آرام‌آرام آب می‌شوند. [۱۵] به گونه‌ای که زاینده‌رود به طور طبیعی از پای زردکوه بختیاری و هفت‏‌تنان و شعب آن‌ها در منطقه شوراب‏ تنگ گزی از توابع استان چهارمحال و بختیاری سرچشمه می‏گیرد و پس از جذب آب‌های جاری‏ بخش‌هایی از مناطق فریدن و فریدونشهر از استان اصفهان، به‏سمت شهر اصفهان و در نهایت مرداب‏ گاوخونی، در طول مسیری حدود ۳۶۰ کیلومتر از جنوب غربی به سمت مشرق جریان می‏یابد. جلگه‌ی حاصل‌خیز زاینده‌رود از دورترین زمان مکانی مطلوب برای زیست انسان‌ها به شمار می‌رفته‌است و به عنوان بستری بارور، سبب شکل‌گیری نخستین سکونت‌گاه‌ها شد و تمدن اصفهان را به‌وجود آورد؛ چنان‌که کارون عامل شکل‌گیری تمدن‌های دشت خوزستان (شوش، چغامیش، هفت تپه و…)، رودهای دجله و فرات سبب شکل‌گیری تمدن‌های میان‌رودان(بین‌النهرین) و تمدن‌ مصر باستان که وابسته به رود نیل بود، شد. «دانش‌نامه‌ی بریتانیکا» هم، اصفهان را قدیمی‌ترین استقرارگاه آریایی‌ها می‌داند. [۱۷] فوج‌فوج مردمان علاقه‌مند به زندگی شرافتمندنه پیام طراوت زنده‌رود را شنیدند و پایه ‌های مدنیتی را بنا نهادند که به گونه‌ی شگفت‌انگیز‌ی با زنده‌رود هماهنگ بود. نغمه‌ی خوش زندگی در کنار زاینده‌رود چنان در سراسر ایران‌زمین، طنین انداخت که هنرمندان نیز مایه‌ی الهام هنری و آفرینش‌های خویش را با زنده‌رود درهم آمیختند و این شهر را آینه‌دار هنر خود ساختند. نیاکان ما در جلگه‌ی حاصل خیز این رودخانه، کشاورز‌ی آموختند و هنرهای گوناگون آفریدند و نسل پشت نسل، ما را زندگی بخشیدند. [۱۸] به لحاظ سابقه، کهن‌ترین مکان باستانی‌ای که در طول این رودخانه تاکنون شناخته شده است دوغار و یک پناهگاه سنگی واقع در ۳۰ کیلومتری جنوب شهر اصفهان هستند. بر اساس یافته‌های به دست آمده شامل انواع ابزارهای سنگی و همچنین تاریخ‌گذاری با کربن ۱۴، قدمت این غارها به دوره‌ی پارینه‌سنگی میانی (۴۰۰۰۰ تا ۶۰۰۰۰ سال پیش) بر می‌گردد. از دیگر محوطه‌های پیش از تاریخ در کنار زاینده‌رود، می‌توان به «تپه آشنا» واقع در ۲۰ کیلومتری غرب شهر چادگان و «تپه جمالو» که به‌تازگی از زیر آب بیرون آمده است اشاره داشت. [۱۹] مورخان، سابقه‌ی شهر اصفهان را با توجه به متون موجود به دوره‌ی ماد نسبت می‌دهند. اما بر اساس مطالعات جدید و آثار به دست آمده از محوطه‌ی باستانی گورتان واقع در محله‌ی نصرآباد اصفهان، قدمت این شهر به دوره‌ی آغاز شهرنشینی یعنی هزاره‌ی چهارم پیش از میلاد می‌رسد. در این محوطه علاوه بر حضور این دوره، شاهد حضور دوره‌های ایلام میانی و عصر آهنIII (ماد) نیز هستیم. شایان ذکر است جِی باستان که بقایای آن امروز به صورت تپه‌ها‌ی اشرف و جی در منتهی‌الیه اصفهان واقع‌اند نیز درست در کنار زاینده‌رود قرار دارند و این مبین اهمیت این رود در تداوم سکونت انسان در این شهر است. بر روی زاینده رود چندین پل تاریخی از زمان صفویان و قبل از آن برجا مانده‌است. در استان چهارمحال و بختیاری چندین پل بر روی این پل ساهته شده است که مشهورترین آن «پل زمانخان» است. در اصفهان «سی و سه پل» یا «پل الله وردی خان» و «پل خواجو».لازم به ذکر است یکی از قدیمیترین پل‌های زاینده رود «پل شهرستان» می‌باشد. این پلها هر کدام جذبه گردشگری خاصی دارند. حاشیه‌سازی این رودخانه در شهر سامان، شهر اصفهان، و بوستان‌ها و بیشه‌های پیرامون این رودخانه در فصل تابستان گردشگاه مناسبی برای ایرانگردان و جهانگردان است. درحال حاضر برای آبیاری زمینهای کشاورزی استان اصفهان از سدهای آبیاری که بدین منظوراحداث گردیده استفاده می‌شود. این رودخانه آب آشامیدنی شهر یزد را نیز تأمین می‌نماید که در آینده با اتمام تونل سوم پیش بینی می‌شود استان کرمان را نیز سیراب نماید. با وجود این کشاورزان حاشیه زاینده رود در استان چهارمحال و بختیاری گاه با کمبود آب مواجه بوده‌اند و این مصداق «آب در کوزه و ما تشنه لبان می‌گردیم» است. پخش اعظم آب زاینده رود وارد اصفهان می‌شود. برای انتقال آب کوهرنگ به اصفهان اقدامات زیادی بعمل آمده‌است. در زمان رضاشاه اولین تونل در منطقه کوهرنگ به بهره برداری رسید. تونل دوم نیز در همین منطقه در زمان محمدرضاشاه راه اندازی گردید. عملیات حفر تونل سوم در همین زمان شروع ولی بدلیل وقوع انقلاب متوقف شد. پس ازانقلاب و با تاخیر بسیار، عملیات حفاری مجدداً آغاز گردید که تا کنون (سال۱۳۸۸) ادامه دارد. از این رودخانه، جهت مشروب ساختن باغها و عمارتها و کشتزارهای داخلی اصفهان، پنج شاخه بزرگ، جدا شده که در گویش اصفهان به آنها «مادی» می‌گویند. زاینده رود در انتهای مسیر خود به باتلاق گاو خونی در اصفهان می‌ریزد


Zāyandé-Rūd or Zāyanderūd (Persian: زاینده رود, from زاینده [zɑːjændɛ] “life giver” and رود [rʊːd] “river”), also spelled as Zayandeh-Rood or Zayanderood, is the largest river on the central plateau of Iran, Isfahan Province. The Zayandeh starts in the Zagros Mountains and flows 400 kilometres (200 mi) eastward before ending in the Gavkhouni swamp, a seasonal salt lake, southeast of Esfahan city. The Zayandeh has significant flow all year long, unlike many of Iran's rivers which are seasonal. The Zayandeh is spanned by many historical Safavid era bridges, and flows through many parks. The Zayandeh River basin has an area of 41,500 square kilometres (16,000 sq mi), altitude from 3,974 metres (13,038 ft) to 1,466 metres (4,810 ft), an average rain fall of 130 millimetres (5 in) and a monthly average temperature of 3 °C (37 °F) to 29 °C (84 °F). There are 2,700 square kilometres (1,000 sq mi) of irrigated land in the Zayandeh River basin, with water derived from the nine main hydraulic units of the Zayandeh River, wells, qanat and springs in lateral valleys. Zayandeh River water gives life to the people of central Iran mainly in Isfahan and Yazd provinces. Water diverted per person is 240 litres (63 US gallons/53 imp gallons) per day in urban and 150 litres (40 US gallons/33 imp gallons) per day in villages.[1] The flow of the river has been estimated at 1.2 cubic kilometres (0.30 cu mi) per annum, or 38 cubic metres (1,340 cu ft) per second. People have lived on the banks of Zayandeh River for thousands of years. An ancient prehistoric culture, the Zayandeh River Civilization, flourished along the banks of the Zayandeh in the 6th Millennium BC. Zayandeh River crosses the city of Esfahan, a major cultural and economic center of Iran. In the 17th century, Shaikh Bahai (an influential scholar and adviser to the Safavid dynasty), designed and built a system of canals (maadi), to distribute Zayandeh water to Esfahan's suburbs. Water from the Zayandeh River helped the growth of the population and the economy, helped established Esfahan as an influential center, and gave a green landscape to Esfahan, a city in the middle of a desert. Arthur Pope (an American archaeologist and historian of Persian art) and his wife Phyllis Ackerman are buried in a small tomb in pleasant surroundings in its banks. Richard Frye (an American scholar of Iranian and Central Asian Studies) has also requested to be buried there. Until the 1960s in Isfahan Province the distribution of water followed the Tomar, a document claimed to date from the 16th Century. The Tomar divided the flow of the Zayandeh River into 33 parts which were then specifically allotted to the eight major districts within the region.[4] At the district level the water flow was divided either on a time basis, or by the use of variable weirs, so that the proportion could be maintained regardless of the height of the flow.[4] For centuries Esfahan city had been an oasis settlement, noted for its surrounding fertile lands and prosperity. Until the 1960s industrial demand for water was minimal, which enabled the scarce water resources to be utilized primarily for agriculture. With a growing population within the basin, and rising standards of living particularly within the city, the pressure on water resources steadily increased until the division of water Tomar was no longer feasible. The creation of large steel works and other new industries demanded water.[2] The Chadegan Reservoir dam project in 1972 was a major hydroelectric project to help with stabilizing water flow and generate electricity. The dam was initially named Shah Abbas Dam after Shah Abbas I, the most influential king of the Safavid dynasty, but it was changed to Zayandeh Dam after the Islamic revolution in 1979. Since 1972, the Chadegan Reservoir has helped prevent seasonal flooding of the Zayandeh River. 80% of the Zayandeh's extracted water is used for agriculture, 10% for human consumption (drinking and domestic needs of a population of 4.5 million), 7% for industry (like the Zobahan-e-Esfahan and Foolad Mobarekeh steel companies and Isfahan's petrochemical, refinery and power plants) and 3% for other uses. There have been a number of tunnel projects (Koohrang) to redirect water from the Karun river (Iran's largest river that also starts in the Zagros Mountains), to the Zayandeh. These have helped provide water for the growing population and new industries in both Isfahan and Yazd provinces. There are several new and old bridges (pol) over the Zayandeh River. The oldest, Shahrestan, built in 5th century AD, is still in use as a pedestrian crossing in Sharestan village. Bridges on Zayandeh River in City of Esfahan: * Marnan Bridge Built in 1599 (pedestrian) * Vahid Bridge Built in 1976 * Vahid Bridge II Built in 2007 * Felezi Bridge Built in 1950s * Azar Bridge Built in 1976 * Si-o-se Pol Built in 1632 (pedestrian) * Ferdosi Bridge Built in 1980s

Joui Bridge Built in 17th century

Khaju Bridge Built in 1650 (pedestrian)

Bozorgmehr Bridge Built in 1970s

Ghadir Bridge Built in 2000

Shahrestan bridge Built in 11th century


Der Zayandeh oder Zayandeh Rud (persisch ‏زاینده‌رود‎; Zayandeh „lebensspendend“ und Rud „Fluss“) ist ein Fluss, der durch Isfahan im Iran fließt. Der Fluss entspringt im Zagros-Gebirge in der Provinz Lorestan und fließt in die Provinz Isfahan, wo er nach rund 400 Kilometern in den Gavkhuni-See, einen saisonalen Salzsee und ein Sumpfgebiet im Südosten von Isfahan mündet. Der Fluss ist der wasserreichste Fluss in Zentraliran und einer der wenigen, die ganzjährig Wasser führen. Im Stadtgebiet von Isfahan, wo er von beidseitigen Parkanlagen begleitet wird, ist der Fluss gestaut, so dass er sich auf die mehrfache Breite ausdehnt. Über den Fluss führen mehrere neue und alte Brücken. Die älteste ist Shahrestan aus dem 5. Jahrhundert n. Chr., im Jahr 2000 kam die bislang letzte hinzu. Brücken am Fluss Zayandeh Rud in Isfahan: * Shahrestan-Brücke, erbaut im 5. Jahrhundert (Fußgänger) * Marnan-Brücke, erbaut im Jahr 1599 (Fußgänger) * Choobi(Joui)-Brücke, erbaut im 17. Jahrhundert (Fußgänger) * Si-o-se Pol, erbaut im Jahr 1632 (Fußgänger) * Pol-e Khaju, erbaut im Jahr 1650 (Fußgänger) * Felezi-Brücke, erbaut im Jahr 1950 * Bozorgmehr, erbaut in 1970er Jahren * Wahid-Brücke, erbaut im Jahr 1976 * Azar-Brücke, erbaut im Jahr 1976 * Firdausi-Brücke, erbaut im Jahr 1980 * Ghadir-Brücke, erbaut im Jahr 2000


Show more
Show less
Save Cancel Want to use bold, italic, links?

Comments (608)

mojtaba gholamrezaey on October 18, 2011

Very beautiful view. Greetings from iran

Adorjáni Attila on October 20, 2011

Beautiful photo! Like 494! Greetings, Attila

mojtaba.hashemi on November 29, 2011

خوشرنگی اسمون با این درخت ترکیبی بسیار زیبا.بینظیره..مرحبا.. (ساعت دوربین ..

mojtaba.hashemi on November 29, 2011

LIKE

Majka44 on March 12, 2012

Very beautiful photo and sky!

LIKE 495

Greetings from Slovakia

Majka

JustynaS1975 on April 11, 2012

Beautiful. L Greetings. Justyna

Safa Daneshvar on December 28, 2012

خیلی خوشگل !!!ـ

NewerMan Man on October 22, 2013

Marvelous shot. LIKE + FAV. All my best wishes, Manup.

Sign up to comment. Sign in if you already did it.

Photo details

  • Uploaded on December 24, 2010
  • Attribution
    by Alireza Javaheri
    • Camera: Canon PowerShot SD960 IS
    • Taken on 2010/01/28 10:18:24
    • Exposure: 0.017s (1/60)
    • Focal Length: 14.84mm
    • F/Stop: f/5.000
    • ISO Speed: ISO200
    • Exposure Bias: 0.00 EV
    • No flash

Groups