Iran - Tehran - Master Shahriyar Statue

Not selected for Google Earth or Google Maps after a second review [?]

Seyyed Mohammad Hossein Behjat-Tabrizi (Azerbaijani: Məhəmmədhüseyn Şəhriyar , Persian: سید محمدحسین بهجت تبریزی)‎ (1906-September 18, 1988), chiefly known by his pen name as Shahriar (or Shahryar / Shahriyar شهریار), was a legendary Iranian poet who wrote mainly in Azerbaijani and Persian languages Born in Tabriz, Shahriar came to Tehran in 1921 and continued his studies in the Dar-ol-Fonoun high school and started studying medicine after graduation from Dar-ol-Fonoun in 1924. But he fell in love, left his studies about a year before receiving his M.D. degree, and went to Khorasan. He returned to Tehran in 1935 and started working in the Agricultural Bank of Iran. Shahriar was the first Iranian to write significant poetry in Azerbaijani. He published his first book of poems in 1929, with prefaces by Mohammad Taghi Bahar, Saeed Nafisi, and Pezhman Bakhtiari. His poems are mainly influenced by Hafez. His most famous poem Heydar-Babaya Salam, in Azerbaijani, is considered to be among the best modern poems in the language and has been turned into a few plays. His most famous Azarbaijani work Heydar Babaya Salam, Published in 1954, won the immense affection of the both the Turkic and Iranian speakers. Heydar Babaya Salam is translated into more than 30 languages all over the world, specially in Turkic speaking countries. His day of death is named the "national day of poem" in Iran. A television series about his life was directed by Kamal Tabrizi and aired on IRIB channel 2. Mohammad Hossein Shahriar, was one of the first Iranian Azerbaijani to write a significant collection of poetry in the Azerbaijani language. Born in 1906 in a village near Tabriz, he received his elementary education, including the Divan of Hafez, under his father's supervision. Shahriar’s first formal education was at the Motahari (former Mansoor High School) Secondary School in Tabriz. He subsequently studied at the Darolfonun (former higher education school) in Tehran. Although he studied medicine in college, he dropped out just before getting his diploma and went to Khorasan, where he found a job as a notary public and bank clerk. Initially he published his poems under his given name, Behjat, but later chose the name Shahriar. Statue of Shahriar in Tabriz This passionate poet began by composing tragic poetry. Many of his bittersweet memories are reflected in his books Hazyan-e Del, Heydar Baba, and Mumiyai. Heydar Baba, composed in Azerbaijani and later translated into Persian, was for a long time on the top ten best-seller list in Tehran. Heydar Baba is the name of a mountain where the poet spent his childhood. He also wrote a book of epic poems, Takht-e Jamshid. He was interested in humanistic issues and in his poem "A letter to Einstein" he criticized the result of his scientific work that was abused as nuclear weapon. Shahriar’s verse takes diverse forms, including lyrics, quatrains, couplets, odes, and elegies. One of his love poems, Hala Chera, was set to music by Rouhollah Khaleghi. The composition for orchestra and solo voice became one of his most well-known works. One of the major reasons for the success of Shahriar’s work is the sincerity of his words. Since he uses slang and colloquial language in the context of poetry, his poems are understandable and effective for a broad segment of the public. Shahriar was a talented calligrapher, played the setar very well, and had a keen interest in music. He was a very close friend of the Persian musician and highly respected teacher Abdulhossein Saba. He died in 1988.


ین بهجت تبریزی (۱۲۸۵-۱۳۶۷) متخلص به شهریار (پیش از آن بهجت) شاعر ایرانی اهل آذربایجان بود که به زبان‌های فارسی و ترکی آذربایجانی شعر سروده‌است. وی در تبریز به‌دنیا آمد و بنا به وصیتش در مقبرةالشعرای همین شهر به خاک سپرده شد. در ایران روز درگذشت این شاعر معاصر را «روز شعر و ادب فارسی» نام‌گذاری کرده‌اند. مهم‌ترین اثر شهریار منظومهٔ حیدربابایه سلام (سلام به حیدربابا) است که از شاهکارهای ادبیات ترکی آذربایجانی به‌شمار می‌رود و شاعر در آن از اصالت و زیبایی‌های روستا یاد کرده‌است. شهریار در سرودن انواع گونه‌های شعر فارسی -مانند قصیده، مثنوی، غزل، قطعه، رباعی و شعر نیمایی- نیز تبحر داشته‌است. از جملهٔ غزل‌های معروف او می‌توان به علی ای همای رحمت و «آمدی جانم به قربانت» اشاره کرد. شهریار نسبت به علی بن ابی‌طالب ارادتی ویژه داشت و همچنین شیفتگی بسیاری نسبت به حافظ داشته‌است. مجموعهٔ تلویزیونی شهریار که به کارگردانی کمال تبریزی در سال ۱۳۸۴ ساخته شده و در آن جلوه‌هایی از زندگی این شاعر به تصویر کشیده شده‌است، در سال ۱۳۸۶ از طریق شبکهٔ دوم سیما به نمایش درآمد و از جانب مردم مورد استقبال فراوان قرار گرف

شهریار به‌سال ۱۲۸۵ در شهر تبریز متولد شد. دوران کودکی را در روستای مادری‌اش -قیش‌قورشاق- و روستای پدری‌اش -خشگناب- در بخش تیکمه‌داش شهرستان بستان‌آباد در شرق استان آذربایجان شرقی سپری نمود. پدرش حاج میرآقا خشگنابی نام داشت که در تبریز وکیل بود. پس از پایان سیکل اول متوسطه در تبریز، در سال ۱۳۰۰ برای ادامهٔ تحصیل از تبریز عازم تهران شد و در مدرسهٔ دارالفنون تا سال ۱۳۰۳ و پس از آن در رشتهٔ پزشکی ادامهٔ تحصیل داد. حدود شش ماه پیش از گرفتن مدرک دکتری به‌علت شکست عشقی و ناراحتی خیال و پیش‌آمدهای دیگر ترک تحصیل کرد. پس از سفری چهارساله به خراسان برای کار در ادارهٔ ثبت اسناد مشهد و نیشابور، شهریار به تهران بازگشت. در سال ۱۳۱۳ که شهریار در خراسان بود، پدرش حاج میرآقا خشگنابی درگذشت. او به‌سال ۱۳۱۵ در بانک کشاورزی استخدام و پس از مدتی به تبریز منتقل شد. دانشگاه تبریز شهریار را یکی از پاسداران شعر و ادب میهن خواند و عنوان دکترای افتخاری دانشکدهٔ ادبیات تبریز را نیز به وی اعطا نمود. در سال‌های ۱۳۲۹ تا ۱۳۳۰ اثر مشهور خود -حیدربابایه سلام- را می‌سراید. گفته می‌شود که منظومهٔ حیدربابا به ۹۰ درصد از زبان‌های اتحاد جماهیر شوروی سوسیالیستی ترجمه و منتشر شده‌است. در تیر ۱۳۳۱ مادرش درمی‌گذرد. در مرداد ۱۳۳۲ به تبریز آمده و با یکی از بستگان خود به‌نام «عزیزه عمیدخالقی» ازدواج می‌کند که حاصل این ازدواج سه فرزند -دو دختر به نام‌های شهرزاد و مریم و یک پسر به نام هادی- می‌شود. شهریار پس از انقلاب ۱۳۵۷ شعرهایی در مدح نظام جمهوری اسلامی و مسئولین آن -از جمله روح‌الله خمینی، سید علی خامنه‌ای و اکبر هاشمی رفسنجانی- سرود که این اشعار پس از مرگ وی انتشار یافتند. وی در روزهای آخر عمر به‌دلیل بیماری در بیمارستان مهر تهران بستری شد و پس از مرگ در ۲۷ شهریور ۱۳۶۷ بنا به وصیت خود در مقبرةالشعرای تبریز مدفون گشت

ی اولین دفتر شعر خود را در سال ۱۳۰۸ با مقدمهٔ ملک‌الشعرای بهار، سعید نفیسی و پژمان بختیاری منتشر کرد. بسیاری از اشعار او به فارسی و ترکی آذربایجانی جزء آثار ماندگار این زبان‌هاست. منظومهٔ حیدربابایه سلام که در سال ۱۳۳۳ سروده شده‌است، از مهم‌ترین آثار ادبی ترکی آذربایجانی شناخته می‌شود. گفته می‌شود شهریار دانشجوی سال آخر رشتهٔ پزشکی بود که عاشق دختری شد. پس از مدتی خواستگاری نیز از سوی دربار برای دختر پیدا می‌شود. گویا خانوادهٔ دختر با توجه به وضع مالی محمدحسین تصمیم می‌گیرند که دختر خود را به خواستگار مرفه‌تر بدهند. این شکست عشقی بر شهریار بسیار گران آمد و با این‌که فقط یک سال به پایان دورهٔ ۷ سالهٔ رشتهٔ پزشکی مانده‌بود، ترک تحصیل کرد. شهریار بعد از این شکست عشقی که منجر به ترک تحصیل وی می‌شود. به‌صورت جدی به شعر روی می‌آورد و منظومه‌های بسیاری را می‌سراید. غم عشق حتی باعث مریضی و بستری‌شدن وی در بیمارستان می‌شود. ماجرای بیماری شهریار به گوش دختر می‌رسد و به عیادت محمدحسین در بیمارستان می‌رود. شهریار پس از این دیدار، شعری را در بستر می‌سراید. این شعر بعدها با صدای غلامحسین بنان به‌صورت آواز درآمد. شهریار این تخلص را از تفألی به دیوان حافظ گرفت و شهریار در تلفظ اصلی شهردار و لقب حاکمان بوده است. شهریار در دیوان سه جلدی خود با اشاره به اینکه آذربایجان خاستگاه زرتشت پیامبر است، مردم این دیار را از نژاد آریا می‌داند و نسبت به اشاعة سخنان تفرقه انگیز که بوی تهدید و تجزیه از آنها به مشام می‌آید، هشدار می‌دهد و خطاب به آذربایجان می‌گوید: تو همایون مهد زرتشتی و فرزندان تو پور ایرانند و پاک آئین نژاد آریان اختلاف لهجه ملیت نزاید بهر کس ملتی با یک زبان کمتر به یاد آرد زمان گر بدین منطق ترا گفتند ایرانی نه ایی صبح را خواندند شام و آسمان را ریسمان ( دیوان - ج ۱ - ص ۳۵۲) شهریار قطعه شعر فوق را «جوش خون ایرانیت» خویش می‌داند و می‌گوید: این قصیدت را که جوش خون ایرانیت است گوهر افشان خواستم در پای ایران جوان شهریارا تا بود از آب، آتش را گزند باد خاک پاک ایران جوان مهدامان


محمد حسین بهجت (شهریار) (۱۲۸۵ - ۱۳۶۷), ایرانین مشهور شاعیری، آذربایجان تورکجه‌سینده و فارس دیلینده بویوک اثرلر یارادیب. شهریار ۱۳۶۷ گونش ایلده وفات اتدی و اوز وصیتینه گوره تبریزین مقبرةالشعرا مزارلقیندا دفن اولدو. اونون وفات گونو ایران‌دا میللی شعر گونو آدلانیب. شهریار ۱۲۸۵ گونش ایلینده تبریزده آنادان اولدو آتاسی حاج میر آقا خشگنابی تبریز ده وکالت ایشینه باخیردی. بو ایللرده، تبریز و دیگر آذربایجان یئرلری چئتین بیر دورومدا یاشاییردیلار. آغیر دونیا محاربه‌لری بیر طرفدن و آذربایجانین باشینا یاغان بلالر هر بیر طرفدن، او ایللرده مین لر آذربایجانلی نی یوردونو ترک ائتمه یه مجبور ائدیردی. محمد حسین بهجت بئله بیر دورومدا عایله سیله تبریزدن خشگناب کندینه کوچوب و اورادا اوشاقلیق گونلرین سووماغا مجبور قالیر. آنجاق بو گونلر اونون یارادیجیلیغینا ان بویوک بیر تمل کیمی اولور و سنه لر سونرا اونون ایزی شهریار آدلی بیر شاعیر اثرلرینده آیدین جا گورونور. تهران دا یاشادیغی گونلرده ابوالحسن خان شیدا، شمس العلما، ملک الشعرا بهار، محمد علی ترقی، فرخی یزدی، عشقی، صادق هدایت، رضاخان هندی، درویش، نیما، سالار معتمد، کمال الملک، حبیب سماعی.... و اونلار دیگر بئله آدلیم صنعت کار صنعت کارلار جمعینده، بهجت شاعیر، شهریار شاعیره آد دئیشیر آمما دوغروسو هئله ده بیر اوزه للیک و یئنی لیک مالیکی دئییل و دیگر یازیچی و شاعیرلر کیمی نه تک گئییم‌ده، دورانیش‌دا، سوژه‌لرده بئله، بیر گلیشه دولوسو فورمادا یاشاییر و گونو گوندن آتا بابادان قالدیغی آغیر وارلیق لاری ایتیرمک یولوندا داهادا ایتی گئدیر. آنجاق بو یول آزقین‌لیغی واقعی حیاتیندا اولسادا، شاعیر یوخو و غیب عالم لرده یئنه ده ایتیردیی یولو دوشونور و دیله گلیر سر دو راه رسیدیم و سرنوشت این بود _ برو پدر تو از آن سوی و من از این سویم برس به دادم و این بند زانوان بگشای _ به روز وعده که جان میرسد به زانویم به شهر خویش اگر شهریار شیرین کار __ به شهر غریب همان سائل سر کویم بو آزقین‌لیق و یا دیگرگین‌لیک 1331 ایلینه کیمی داوام ائدیر . شهریارین آناسی بو ایلده وفات ائدیر . اونون وفاتی شهریارا آغیر بیر حوزون و غم یارادیر. آنجاق بو حوزون هامولار کیمی آنا اولوموندن دئییلمیش. شهریار اؤز کؤکونو دونیادان و یئر اوزوندن قیریلمیش و قورتولموش گورور. اونو بیر دهشت چولقاییر: ( من کیمم؟ ) سوزونو دونه – دونه دیله گلیر. آنادان آیریلماغی، عینی وطن‌دن – دیل‌دن – مدنیت و کولتوروندن – بیرجه سوزده ( کوتوک دن ) قیریلماق گورور. الی و آیاغی هر یئردن اوزولوب، اوزونو یئر ایله گوی آراسیندا آغیر بیر بوشلوق دا گورور. بئله بیر دوشونجه لر اونو اوزونه گئتیریر. نئچه ایل غفلت یوخوسوندان آیریلان‌لار کیمی بیر ایل‌دن آرتیق هئچ نه یازیب و دئمه ییر. بیر ایل‌دن سونرا تهرانین پاییزلی بیر گئجه‌سینده آناسینی یوخودا گورور و اوندان حلال‌لیق ایسته‌ییر. همین گئجه شهریار حیدربابا پوئماسی‌نین ایلک بولومون اصیل بیر عاشیق‌لارین قوشما وزنینده و اصیل بیر تورک دیلینده یارادیر. آذربایجان خالقینین بو پوئمایا گوستردیی ماراق و ایستک بیر او قدر یوخاری و غریبه دیرکی شهریار اوزوده اونا حیرت قالیر. ائل قوجاغینا دونموش بیر سورگون کیمی، شهریار بو ایل‌لرده تبریزه دونور و اوزو دئمیشکن: یئنی بیر حیاتی ساعاتین ضربه‌لری‌له باشلاییر. (تبریزین بلدیه ساعاتی ضربه‌لری). آنجاق اوز وطنینده یازیب و یارادان شاعیر و یازیچی دا هئچ آز دئیلمیش! اونلار سهند کیمی باشینی بولوت‌لاردان آیرماییب و هر آن اوجا باش ایله و آچیق آنل ایله وطن قایغیسینا قالیب و اوز آنا دیل‌لری کئشینده دایانمیش‌لار. شهریار بو سئرایا قوشولماق‌دا ایتیردیی کوکونو تاپیر و حیدر بابانین ایکینجی حیصه سینی تبریزده یازیر ( 1332). بو شاه اثر شهریاری دوغروسو ائلینه بیر شهریار ائدیر و آنا دیلینین معجزه‌سی بوردا گورونور. حیدربابااثری مین‌لر کس واسطه‌سی‌له ازبرلنیر، اوخونور، اون‌لار دیگر دیله چئوریلیر، نومایشه یازیلیر و آذربایجان تورکجهسینده بیر دونوم نوقطهسی کیمی یئر آلیر. بو تاریخ دن سونرا شهریارین یازدیغی تورکجه شعرلر بیری بیریندن گوزل و معنالی‌دیر. بو، شهریارین روحونون آلدیغی صیقلی گوستریر تا نهایت اونو دوغولدوغو گون کیمی اصیل بیر آذربایجانلی گوروروک. گؤرکملی عالیم ایواز طاها "شعر وارلیغین ائوی‌دیر" کیتابیندا شهریار باره‌سینده یازیر: "شهرياردان باشلاياراق عرصه‌يه گلميش گونئي آذربايجان چاغداش شعري، ايکي يول آيريجيندا داياندي: يا نوستالژيک يولا گئتمه‌لي، يا دا سيياسي مؤوضوع‌لارا توخونمالي ‌ايدي. باشقا سئچيم، عروض گله‌نه‌ييندن گلمه شعري سوردورمک، يا دا چاغداش دونيانين به‌يه‌ندييي «اينجه‌صنعت، اينجه‌صنعت اوچون» آدلانان ائستئتيک يولا گئتمک ايدي. آنجاق واختيله آذربايجان توپلوموندا بونون نه آنلامي وار ايدي، نه ده بونا گره‌ک. گؤزونون قاباغيندا قالاق قالاق درس¬ليک کيتاب¬لاري يانديريلميش بير خالق، تارلادا يون آياق‌قابي‌لارلا اويناقلايان دووشان¬لارلا ماراقلانا بيلمزدي. شهريار ازلي خاطيره‌لردن اويانان نوستالگييايا قاپيلدي، بيرينجي يولا گئتدي. شهريارين آنلاتيم [بيان] طرزي تاريخيليک باخيميندان هئچ ده باشقالاري‌نين سئچدييي سيياسي آنلاتيم طرزيندن اؤنم‌سيز دئييلدي. ائله بير آنلاتيم، سيياسي گئديش‌لرين ياراتديغي دورومدان گئريده قالميردي هئچ، بلکه آذربايجان ديلي‌نين رنسانسي باخيميندان ايکي قات اؤنم داشيييردي. چونکي کوتله‌نين تاريخي يادداشي ايله اويغون گله‌رک شيفاهي تحکيه‌ ادبيياتي‌نين اؤرنک‌لري کيمي قولايليق‌لا منيمسه‌نيله بيليردي. تصادوفي دئييل کي، تکجه "کوراوغلو" داستاني کوتلوي‌ليک باخيميندان «حئيدربابايا سالام»‌لا ياريشا بيلردي. شهريارين شعري ائستئتيکادان قيراقدا اولان ائلئمئنت‌لردن گوج آلديغينا گؤره ايندي آرتيق باياغي گؤرونور. منجه شاعير بونو بيله‌رکدن ائتدي. شاعير،‌ اؤز زامانيندا گؤزه‌لليک دونياسيندان ادراک و اخلاق دونياسينا دؤنمک‌له، ديليميزي عومومي حوزه‌لره داشيماق ايسته‌دي. بو باخيمدان او، اؤز صنعتي‌نين گؤزه‌لليييني قوربان وئره‌رک، قوربان وئريلميش ديلي اؤلومدن قورتاردي. بوتون بونلارا باخماياراق، شهريار کوتله‌نين سايغي بسله‌دييي مؤوضوع‌لاردان سوء ايستيفاده ائده‌رک ائستئتيکاني قورماق ايسته‌مه‌دي. بونونلا دا اونون شعري، بو گون‌لر تريبونالاردان سؤيله‌نيلن و "هئچ" جيزگيسي ايچه‌ريسينده فيرلانان چفنگيات سوييه‌سينه ائنمه‌دي. منجه شهريار اولماسايدي، ديليميزين آلين¬يازيسي اينديکيندن داها فرق¬لي، داها آجيناجاق‌لي اولاجاقدي


Seyyed Mohammad Hossein Behjat-Tabrizi (persisch ‏سید محمدحسین بهجت تبریزی‎‎; * 1906 in Täbris; † 18. September 1988 in Teheran), besser bekannt unter seinem Autorennamen Shahriar (Shahryar, Shahriyar, ‏شهریار‎), war ein aserbaidschanisch-iranischer Dichter, der sowohl auf Persisch als auch Aserbaidschanisch schrieb. Leben Behjat-Tabrizi wuchs in Täbris auf. 1921 ging er nach Teheran, um dort seine Schulausbildung an der Dar al-Fonoun-Schule abzuschließen. 1924 begann er ein Studium der Medizin. Als er sich aber verliebte, brach er sein Studium ab, um nach Chorasan zu gehen. Er kehrte 1935 nach Teheran zurück und nahm eine Tätigkeit in der Agricultural Bank of Iran auf. Behjat-Tabrizi publizierte sein erstes Gedichtsbuch 1929 mit Einleitungen von Mohammad-Taqi Bahar, Saeed Nafisi und Pezhman Bakhtiari. Seine Gedichte waren vor allem durch Hafes beeinflusst. Sein bekanntestes Gedicht Heydar Babaya Salam, welches er auf Aserbaidschanisch verfasste, wird als eines der besten modernen Gedichten in der aserischen Sprache angesehen. Es wurde 1954 publiziert und wurde in der türkischen Welt mit Begeisterung aufgenommen. Es diente als Vorlage für verschiedene Theaterstücke.


Mohammad Hossein Behjat Tabrizi (محمدحسین بهجت تبریزی), dont le nom de plume est Shahriyār (شهریار) était un poète contemporain iranien d'origine azérie. Né en 1906 à Tabriz, il étudie le Divan de Hafez sous la supervision de son père (il a d'ailleurs suivi toute son école primaire à la maison avec son père qui était avocat pour maître). Sa première éducation formelle a été suivie a l'école secondaire Motahari à Tabriz puis à l'école Dar-ol Fonoun à Téhéran. Il abandonne ses études de médecine juste avant son diplôme pour aller dans le Khorasan, à un moment où il tombe amoureux. Il trouve un travail de notaire à Nichapur puis travaille ensuite à la Banque Keshavarzi. Il publie initialement ses poèmes sous le nom de Behjat puis a changé ensuite pour Shahriyār. Ayant étudié le Divan de Hafez depuis son plus jeune âge, il a eu un intérêt très développé pour ce chef d'œuvre et a peu à peu découvert son talent, ses sensations et sentiments lui permettant de composer ses propres poèmes. Le travail de ce poète s'est d'abord manifesté par la composition de poèmes tragiques. Les années passant, il a composé de très nombreux poèmes, jusqu'à ce qu'il réussisse finalement à publier un recueil de poèmes de littérature persane contemporaine. Son premier poème composé à l'âge de sept ans était en langue azérie, et le second a été composé à l'âge de neuf ans en persan. Il a peut être essayé de composer une autobiographie sous la forme de poèmes, puisque le lecteur peut retracer la biographie de Shahri'yâr en lisant son divan. De nombreux de ces souvenirs, tout à la fois amers et tendres se retrouvent dans ses livres, Hazyan Del, Heydar Baba, Mumia'ii et Fable de la nuit. Il a aussi écrit un recueil de poèmes épiques intitulé Takhte Jamshid (le nom persan pour Persépolis) qui révèle l'imagination fertile du poète. Shahri'yâr a composé ses poèmes en utilisant diverses formes poétiques: des quatrains, des couplets, des odes et des élégies. Heydar Baba, composé en azéri et plus tard traduit en persan est considéré comme un de ses travaux majeurs. En fait, ce n'est pas seulement son meilleur livre, mais aussi le recueil de poésie turque azérie le plus intéressant jamais publié par un iranien. Le livre a longtemps été parmi les plus vendus d'Iran. Heydar Baba est le nom d'une montagne où le poète a passé une partie de son enfance. Shahriyār jouait aussi très bien du seh târ (un instrument de musique iranien à 3 ou 4 cordes, dont la sonorité est pareille au Sitar) et avait un grand intérêt pour la musique. Il était aussi calligraphe. A l'aide de son imagination fertile et sa créativité, il démontre son esprit poétique sensible à travers tous ses livres. On peut aussi sentir une inclination certaine à l'innovation dans ses travaux. La majeure partie de ses livres sont en fait des paroles pouvant être chantées. Une des raisons de son succès est la simplicité des mots qu'il emploie. Utilisant son talent poétique pour introduire de l'argot et du langage courant persan dans ses poèmes, sa poésie peut être comprise par tous. C'est pourquoi le public trouve ses mots familiers, compréhensibles et efficaces. C'est dans ce contexte que sa poésie peut être distinguées parmi les poètes de son temps. Il est mort en 1988, et est enterré dans un mausolée qui lui est consacré au milieu d'un jardin public à Tabriz.

Show more
Show less
Save Cancel Want to use bold, italic, links?

Comments (11)

Richard Ryer on May 16, 2012

Nice lighting. Good job. Cheers, Rich

QuyTD on May 16, 2012

Hello Alireza Javaheri. Excellent picture, very nice shot, greetings from Vietnam, QuyTD. like.

Giovanni-Casadio on May 16, 2012

Bellissima statua, complimenti x l'inquadratura...LIKE.

Saluti e buona giornata.

Giovanni

◄Pist@bácsi► on May 16, 2012

Nice sculpture of the great poet. L.

Marc BOVET-MORINON on May 16, 2012

alireza Javaheri, Bonjour!

Merci de nous régaler les yeux avec de belles images et la tête avec d'interéssantes et savantes explicationxs...

Lk5

Amitiés, Marc

Oleg Timofeev on May 16, 2012

Nice sculpture !!! Best wishes from Russia, Oleg

gh h on May 16, 2012

قشنگه

لايك

Nurcan Yahşi(azimli) on May 16, 2012

Hello, good shots, congratulations.Best wishes azimli.L.

KhoiTran on May 22, 2012

Very nice photo! Like!

Zsuzsanna Bánfalvi on May 23, 2012

Very nice shot !

LIKE!

My friendly greeting,Natuska

Behnam Nozadian on June 2, 2012

چه خوبه که هنوز ندزدیدنش

ل

Sign up to comment. Sign in if you already did it.

Photo details

  • Uploaded on May 16, 2012
  • Attribution
    by Alireza Javaheri
    • Camera: Canon PowerShot SD960 IS
    • Taken on 2011/03/28 20:38:41
    • Exposure: 0.067s (1/15)
    • Focal Length: 9.37mm
    • F/Stop: f/3.500
    • ISO Speed: ISO640
    • Exposure Bias: 0.00 EV
    • Flash fired

Groups