Nima's house - Information in page 1

Selected for Google Maps and Google Earth

Comments (7)

Rosa Lob on July 5, 2010

Good work. Rosa

Larissa Subb on March 30, 2011

Nice! Like-6!

Alireza Javaheri on March 31, 2011

علی اسفندیاری مشهور به نیما یوشیج (زاده ۲۱ آبان ۱۲۷۴ خورشیدی در دهکده یوش استان مازندران - درگذشته ۱۳ دی ۱۳۳۸ [۲] خورشیدی در شمیران شهر تهران) شاعر معاصر ایرانی است. وی بنیانگذار شعر نو فارسی است.

نیما یوشیج با مجموعه تأثیرگذار افسانه که مانیفست شعر نو فارسی بود، در فضای راکد شعر ایران انقلابی به پا کرد. نیما آگاهانه تمام بنیادها و ساختارهای شعر کهن فارسی را به چالش کشید. شعر نو عنوانی بود که خود نیما بر هنر خویش نهاده بود.

تمام جریان‌های اصلی شعر معاصر فارسی مدیون این انقلاب و تحولی هستند که نیما مبدع آن بود.

نیما در سال ۱۲۷۷ هجری شمسی درروستای یوش از توابع بخش بلده شهرستان نور به دنیا آمد. پدرش ابراهیم‌خان اعظام‌السلطنه متعلق به خانواده‌ای قدیمی مازندران بود و به کشاورزی و گله‌داری مشغول بود. پدر نیما زندگی روستایی، تیراندازی و اسب‌سواری را به وی آموخت. نیما تا سن دوازده سالگی درزادگاهش روستای یوش و در دل طبیعت زندگی کرد.

نیما خواندن و نوشتن را نزد آخوند ده فرا گرفت ولی دلخوشی چندانی از او نداشت چون او را آزار می‌داد و در کوچه باغ‌ها دنبال نیما می‌کرد. اقامت در تهران

دوازده ساله بود که به همراه خانواده تهران رفت و در مدرسه عالی سن لویی مشغول تحصیل شد. در مدرسه از بچه‌ها کناره‌گیری می‌کرد و به گفته خود نیما با یکی از دوستانش مدام از مدرسه فرار می‌کرد و پس از مدتی با تشویق یکی از معلم‌هایش به نام نظام وفا به شعر گفتن مشغول گشت و در همان زمان با زبان فرانسه آشنایی یافت و شعر گفتن به سبک خراسانی را شروع کرد.

پس از پایان تحصیلات در مدرسه سن‌لویی نیما در وزارت دارایی مشغول کار شد. اما پس از مدتی این کار را مطابق میل خود نیافت و آن را رها کرد. فعالیت‌های اجتماعی

دوران نوجوانی و جوانی نیما مصادف است با توفانهای سهمگین سیاسی - اجتماعی در ایران نظیر انقلاب مشروطه و جنبش جنگل و تاسیس جمهوری سرخ گیلان، روح حساس نیما نمیتوانست از این توفان‌های اجتماعی بی تاثیر بماند. نیما از نظر سیاسی تفکر چپگرایانه داشت، و با نشریه ایران سرخ یکی از نشریات حزب کمونیست ایران (دهه ۱۹۲۰) که برادرش لادبن سردبیر آن بود و در رشت چاپ و منتشر میشد همکاری قلمی داشت. از جمله تصمیم گرفت به میرزا کوچک خان جنگلی بپیوندد و همراه با او بجنگد تا کشته شود. دیرتر در دهه بیست خورشیدی در نخستین کنگره نویسندگان ایران عضو هیات مدیره کنگره بود و اشعار وی در نشریات چپگرای این دوران منتشر می گردید. تشکیل خانواده

در سال ۱۳۰۵ با عالیه جهانگیر ازدواج کرد تا به گفته خود از افکار پریشان رهایی یابد. درست یک ماه پس از ازدواج، پدرش ابراهیم نوری درگذشت. در همین زمان چند شعر از او در کتابی با عنوان خانواده سرباز چاپ شد. وی که در این زمان به دلیل بی‌کاری خانه‌نشین شده بود در تنهایی به سرودن شعر مشغول بود و به تحول در شعر فارسی می‌اندیشید اما چیزی منتشر نمی‌کرد. ترک تهران

به سال ۱۳۰۷ خورشیدی محل کار عالیه جهانگیر همسر نیما به آمل انتقال پیدا کرد. نیما نیز با او به این شهر رفت. یک سال بعد آنان به رشت رفتند. عالیه در این‌جا مدیر مدرسه بود و نیما را سرزنش می‌کرد که چرا درآمدی ندارد. او مدتی نیز در دبیرستان حکیم نظامی شهرستان آستارا واقع در مرز شوروی سابق به امر تدریس مشغول بود. تغییر نام

علی اسفندیاری در سال ۱۳۰۰ خورشیدی نام خود را به نیما تغییر داد. نیما نام یکی از اسپهبدان تبرستان بود و به معنی کمان بزرگ است. او با همین نام شعرهای خود را امضا می‌کرد. در نخستین سال‌های صدور شناس‌نامه نام وی نیماخان یوشیج ثبت شده است. آغاز شاعری

نیما در سال ۱۳۰۰ منظومه قصه رنگ پریده را که یک سال پیش سروده بود در هفته‌نامه قرن بیستم میرزاده عشقی به چاپ رساند.[۱۶] این منظومه مخالفت بسیاری از شاعران سنتی و پیرو سبک قدیم مانند ملک الشعرای بهار و مهدی حمیدی شیرازی را برانگیخت. شاعران سنتی به مسخره و آزار وی دست زدند.

نیما پس از مدتی به تدریس در مدرسه‌های مختلف از جمله مدرسه عالی صنعتی تهران و همکاری با روزنامه‌هایی چون مجله موسیقی و مجله کویر پرداخت. شعر نیمایی

آثار نیما

منظومه قصه رنگ پریده در حقیقت نخستین اثر منظوم نیمایی است که در قالب مثنوی (بحر هزج مسدس) سروده شده است. شاعر در این اثر زندگی خود را روایت کرده است و از خلال آن به مفاسد اجتماعی پرداخته است.بخش نخست این کار در قرن بیستم چاپ شده بود. سپس افسانه را سرود که در آن روحی رمانتیک حاکم است و به عشق نیز نیما نگاهی دیگرگونه دارد و عشق عارفانه را رد می‌کند. چنان که خطاب به حافظ می‌گوید: حافظا این چه کید و دروغ است کز زبان می و جام ساقی است نالی ار تا ابد باورم نیست که بر آن عشق بازی که باقی است من بر آن عاشقم کو رونده است

(افسانه)

نیما در این آثار و اشعاری نظیر خروس و روباه، چشمه و بز ملاحسن مسأله‌گو افکاری اجتماعی را بیان می‌کند اما قالب اشعار قدیمی است. مشخص است که وی مشق شاعری می‌کند و هنوز راه خود را پیدا نکرده است. با این حال انتشار افسانه دنیای ادبیات آن زمان را برآشفت. ای شب نیز در هفته‌نامه نوبهار محمدتقی بهار چاپ شد و جنجالی برانگیخت. زندگی شخصی

نیمایوشیج در جوانی عاشق دختری شد، اما به دلیل اختلاف مذهبی نتوانست با وی ازدواج کند. پس از این شکست او عاشق دختری روستایی به نام صفورا شد و می‌خواست با او ازدواج کند اما دختر حاضر نشد به شهر بیاید. بنابراین عشق دوم نیز سرانجام خوبی نیافت.[۲۳] نیما صفورا را هنگام آب‌تنی در رودخانه دیده بود. این منظره شاعرانه و شکست عشق پیشین الهام‌بخش او در سرودن افسانه بود.

سرانجام نیما در ۶ اردیبهشت ۱۳۰۵ خورشیدی ازدواج کرد . همسر وی عالیه جهانگیر فرزند میرزا اسماعیل شیرازی و خواهرزاده نویسنده نامدار میرزا جهانگیر صوراسرافیل بود. حاصل این ازدواج که تا پایان عمر دوام یافت فرزند پسری بود به نام شراگیم که اکنون در آمریکا زندگی می‌کند . شراگیم در سال ۱۳۲۴ خورشیدی به دنیا آمد. خانه نیما

خانه نیما یوشیج واقع در یوش، بنایی است که قدمت آن به دوره قاجار می‌رسد. این بنا به شماره ۱۸۰۲ از سوی سازمان میراث‌فرهنگی به عنوان اثر ملی ثبت شده است و حفاظت می‌شود. بازدید از خانه نیما برای عموم آزاد است.

مرگ خانه نیما در دهکده یوش مازندران اردیبهشت ۱۳۸۶، آرامگاه او و سیروس طاهباز در وسط حیاط قرار دارد خانه نیما

نیما در ۱۳ دی ۱۳۳۸ درگذشت و در امامزاده عبدالله تهران به خاک سپرده شد. سپس در سال ۱۳۷۲ خورشیدی بنا به وصیت وی پیکر او را به خانه‌اش در یوش منتقل کردند. مزار او در کنار مزار خواهرش، بهجت‌الزمان اسفندیاری (درگذشته به تاریخ ۸ خرداد ۱۳۸۶) و مزار سیروس طاهباز در میان حیاط جای گرفته است. کتاب‌شناسی اشعار

  • قصه رنگ پریده
  • منظومه نیما
  • خانواده سرباز
  • ای شب
  • افسانه
  • مانلی
  • افسانه و رباعیات
  • ماخ اولا
  • شعر من
  • شهر شب و شهر صبح
  • ناقوس قلم انداز
  • فریادهای دیگر و عنکبوت رنگ
  • آب در خوابگه مورچگان
  • مانلی و خانه سریویلی
  • مرقد آقا (داستان)
  • کندوهای شکسته (داستان)
  • آهو و پرنده‌ها (شعر و قصه برای کودکان)
  • توکایی در قفس (شعر و قصه برای کودکان)

آب در خوابگاه دختران آثار تحقیقی، نامه‌ها و یادداشت‌ها

آثاری که در کتاب " نیما یوشیج، درباره ی هنر و شعر و شاعری با گردآوری سیروس طاهباز" انتشار یافته:

  • ارزش احساسات در زندگی هنر پیشگان
  • تعریف و تبصره
  • حرف‌های همسایه
  • مقدمه خانواده سرباز
  • نامه به شین پرتو
  • مقدمه ی «آخرین نبرد» شعرهای اسماعیل شاهرودی «آینده»
  • یادداشت برای مجموعه شعر منوچهر شیبانی
  • شعر چیست؟
  • از یک مقدمه
  • یک مصاحبه
  • درباره جعفرخان از فرنگ آمده
  • یک دیدار

سایر آثار:

  • دنیا خانه من است
  • نامه‌های نیما به همسرش - عالیه جهانگیر
  • کشتی توفان
  • مجموعه کامل اشعار(تدوین توسط سیروس طاهباز)

آثار درباره نیما

  • مهدی اخوان ثالث، بدعت‌ها و بدایع نیما یوشیج
  • مهدی اخوان ثالث، عطا و لقای نیما یوشیج
  • شاپور جورکش، بوطیقای شعر نو
  • بهمن شارق، نیما و شعر فارسی، بررسی و نقد آثار نیما یوشیج
  • حسین صمدی، کتابشناسی نیما
  • سیروس طاهباز و محمدرضا لاهوتی، یادمان نیما یوشیج
  • محمد عبدعلی، فرهنگ واژگان و ترکیبات اشعار نیما یوشیج
  • محمود فلکی، نگاهی به شعر نیما
  • حمید حسنی، موسیقی شعر نیما (تحقیقی در اوزان و قالب‌های شعریِ نیمایوشیج)
  • سیروس طاهباز،کماندار بزرگ کوهساران: زندگی و شعر نیما یوشیج
  • محمد حقوقی، نیما یوشیج: شعر نیما یوشیج از آغاز تا امروز، شعرهای برگزیده تفسیر و تحلیل موفق‌ترین شعرها
  • سعید حمیدیان،داستان دگردیسی: روند دگر گونیهای شعر نیما یوشیج
  • سیاوش کسرایی، در هوای مرغ آمین: نقدها، گفت و گوها و داستان ها
  • محمدعلی شهرستانی، عمارت دیگر (معنی شعر نیما) در پنج بخش
  • تقی پورنامداریان، خانه‌ام ابری است: شعر نیما از سنت تا تجدد
  • عطاالله مهاجرانی، افسانة نیما
  • امید طبیب زاده، نگاهی به شعر نیما یوشیج: بحثی در چگونگی پیدایش نظام‌های شعری، انتشارات نیلوفر
  • مسعود بیزارگیتی، نیما، پاسخی به ضرورتی تاریخی

میرانصاری، علی، اسنادی درباره نیما یوشیج میرانصاری، علی، دو سفرنامه از نیما یوشیج میرانصاری، علی، کتابشناسی نیما یوشیج

Alireza Javaheri on March 31, 2011

تورا من چشم در راهم شباهنگام

که میگیرند درشاخ تلاجن سایه ها رنگ سیاهی

وزان دلخستگانت راست اندوهی فراهم

تورا من چشم درراهم .

شباهنگام،دران دم ،که برجا،دره ها چون مرده ماران خفته گانند؛

در آن نوبت که بندد دست نیلوفر به پای سرو کوهی دام.

گرم یادآوری یانه من از یادت نمی کاهم.

تو را من چشم در راهم.

Alireza Javaheri on March 31, 2011

Nimā Yushij (نیما یوشیج in Persian) (November 12, 1896 - January 6, 1960) also called Nimā, born Ali Esfandiāri (Persian: علی اسفندیاری), was a contemporary Tabarian and Persian poet who started the she’r-e no ("new poetry" (شعر نو in Persian)) also known as she’r-e nimaa'i ("Nimaic poetry") trend in Iran. He is considered as the father of modern Persian poetry.

He died of pneumonia in Shemiran, in the northern part of Tehran and was buried in his native village of Yush, Nur County, Mazandaran, as he had willed. Contents

Early life

He was the eldest son of Ibrahim Nuri of Yush (a village in Nur County, Mazandaran province of Iran). He was a Tabarian but had also Georgian roots.[1] He grew up in Yush, mostly helping his father with the farm and taking care of the cattle. As a boy, he visited many local summer and winter camps and mingled with shepherds and itinerary workers. Life around the campfire, especially images emerging from the shepherds' simple and entertaining stories about village and tribal conflicts, impressed him greatly. These images, etched in the young poet's memory waited until his power of diction developed sufficiently to release them.

Nima's early education took place in a maktab. A truant student, the mullah (teacher) had to seek him out in the streets, drag him to school, and punish him. At the age of twelve, Nima was taken to Tehran and registered at the St. Louis School. The atmosphere at the Roman Catholic school did not change Nima's ways, but the instructions of a thoughtful teacher did. Nezam Vafa, a major poet himself, took the budding poet under his wing and nurtured his poetic talent.

Instruction at the Catholic school was in direct contrast to instruction at the maktab. Similarly, living among the urban people was at variance with life among the tribal and rural peoples of the north. In addition, both these lifestyles differed greatly from the description of the lifestyle about which he read in his books or listened to in class. Although it did not change his attachment to tradition, the difference set fire to young Nima's imagination. In other words, even though Nima continued to write poetry in the tradition of Saadi and Hafez for quite some time his expression was being affected gradually and steadily. Until, eventually, a time came when the impact of the new became too overwhelming. It overpowered the tenacity of tradition and led Nima down a new path. Consequently, Nima began to replace the familiar devices that he felt were impeding the free flow of ideas with innovative, even though less familiar devices that enhanced a free flow of concepts. "Ay Shab" (O Night) and "Afsaneh" (Myth) belong to this transitional period in the poet's life (1922). Contributions

In general, Nima manipulated rhythm and rhyme and allowed the length of the line to be determined by the depth of the thought being expressed rather than by the conventional Persian meters that had dictated the length of a bayt (verse) since the early days of Persian poetry. Furthermore, he emphasized current issues, especially nuances of oppression and suffering, at the expense of the beloved's moon face or the ever-growing conflict between the lovers, the beloved, and the rival. In other words, Nima realized that while some readers were enthused by the charms of the lover and the coquettish ways of the beloved, the majority preferred heroes with whom they could identify. Furthermore, Nima enhanced his images with personifications that were very different from the "frozen" imagery of the moon, the rose garden, and the tavern. His unconventional poetic diction took poetry out of the rituals of the court and placed it squarely among the masses. The natural speech of the masses necessarily added local color and flavor to his compositions. Lastly, and by far Nima's most dramatic element was the application of symbolism. His use of symbols was different from the masters in that he based the structural integrity of his creations on the steady development of the symbols incorporated. In this sense, Nima's poetry could be read as a dialog among two or three symbolic references building up into a cohesive semantic unit. In the past only Hafez had attempted such creations in his Sufic ghazals. The basic device he employed, however, was thematic, rather than symbolic unity. Symbolism, although the avenue to the resolution of the most enigmatic of his ghazals, plays a secondary role in the structural makeup of the composition. Works

The venues in which Nima published his works are noteworthy. In the early years when the presses were controlled by the powers that be, Nima's poetry, deemed below the established norm, was not allowed publication. For this reason, many of Nima's early poems did not reach the public until the late 1930s. After the fall of Reza Shah, Nima became a member of the editorial board of the "Music" magazine. Working with Sadeq Hedayat, he published many of his poems in that magazine. Only on two occasions he published his works at his own expense: "The Pale Story" and "The Soldier's Family."

The closing of "Music" coincided with the formation of the Tudeh Party and the appearance of a number of leftist publications. Radical in nature, Nima was attracted to the new papers and published many of his groundbreaking compositions in them.

Ahmad Zia Hashtroudy and Abul Ghasem Janati Atayi are among the first scholars to have worked on Nima's life and works. The former included Nima's works in an anthology entitled "Contemporary Writers and Poets" (1923). The selections presented were: "Afsaneh," (Myth) "Ay Shab" (O Night), "Mahbass" (Prison), and four short stories.

The Boat My face is withered My boat is stranded.

With my stranded bark I cry: “I am stranded in sorrow In this dangerous seashore And the water is far away “Help, O friends!” A smile of derision breaks upon their lips But directed at me At my askew boat At my tumultuous words At my infinite perturbation At my infinite perturbation Suddenly a cry issues from me: I fear but danger and annihilation The commotion of `to be or not to be' It is but for endangered life.” With their mistake I buy mistakes From their disheartening words I suffer Blood spurts out of my wound How can I dry the water? I cry. My face is withered My boat is stranded My words are clear to you:

One person is alone I extend my hand to you for help

My voice is broken in my throat And if voice is voluble I cry For your salvation and mine I cry!

My house is Cloudy

My house is overcast by clouds Permanently weighed by a pall of cloud over the earth. The wind, broken, desolate and intoxicated, Whirls over the pass. The world is laid waste by it And my senses too! O piper! O you enchanted by the music of the pipe, where are you?

My house is cloudy, yet The cloud is impregnated by rain.

Cherished by the illusion of my bright days,

I stand opposite the sun I cast my gaze upon the sea. And the entire world is desolated and ravaged by the wind And the ever-playing piper progresses onto his path In this cloudy world.

Alireza Javaheri on March 31, 2011

Ali Esfandiari (farsi: علی اسفندیاری), mejor conocido por su seudónimo Nimā Yushij (farsi: نیما یوشیج) (Yush, Mazandarán, Irán; 12 de noviembre de 1896 — Shemirán, Irán; 6 de enero de 1960) fue un poeta iraní, quien escribió en mazandaraní y en farsi e inició el movimiento literario nueva poesía (she’r-e no), también conocido como poesía nimáica (she’r-e nimaa'i). Biografía

Ali Esfandiari nació el 12 de noviembre de 1896 en el poblado de Yush, localizado en la actual provincia de Mazandarán, en Irán, de origen tabarí, también tenía raíces georgianas, hijo de Ibrahim Nuri.[1] De pequeño ayudó a su padre en el cuidado de la granja familiar y en las actividades de pastoreo, durante las cuales visitó varios campamentos veraniegos e invernales conviviendo con pastores y trabajadores itinerarios. La vida alrededor de la fogata, en la cual los pastores contaban histories simples y entretenidas sobre conflictos populares y tribales, le dejó profunda huella que habría de marcar su futura obra poética. La educación elemental la llevó a cabo en un maktab, escuela primaria musulmana. Su profesor, el mullah, tenía que buscarlo en las calles y llevarlo a la escuela en donde lo castigaba. A la edad de doce años, Esfandiari fue llevado a Teherán para estudiar en la Escuela de San Luis. La vida en el colegio católico romano no cambió las actitudes del joven, pero la instrucción del joven profesor Nezam Vafa lo hizo. Éste, siendo un poeta importante, cobijó al joven estudiante y nutrió su talento literario.

Ali Esfandiari estuvo expuesto tanto a la educación católica y la vida urbana que contrastaban con la instrucción en el maktab y la vida rural y tribal, lo que influyó en la imaginación del joven. En un principio Nima estuvo influido por poesía en la tradición de Saadi y Hafez por algún tiempo hasta que empieza a incorporar nuevos mecanismos para poder expresar mejor sus ideas. Sus poemas Oh noche (Ay shab) y Mito (Afsaneh) pertenecen a este periodo de transición.

En general, Nima manipuló el ritmo y la rima y permitió la estructura de los versos estar determinada por la profundidad del pensamiento más que por la métrica convencional persa que dictaba la longitud del verso (bayt) desde los albores de la poesía persa.

Alireza Javaheri on March 31, 2011

Ali Esfandiari (1897 - 1958) (en persan : علی اسفندیاری), plus connu sous son nom de plume Nima Yushij (en persan : نیما یوشیج) est un poète iranien contemporain, qui a beaucoup contribué à la création de la poésie persane moderne, connue sous le nom de she’r-e no ("poésie nouvelle") ou she’r-e nimaa'i ("poésie de Nima").

Il est né dans le village de Yush, dans le Mazandaran en 1897, où il passe son enfance entre les travaux des champs et l'école traditionnelle iranienne, sous l'autorité du Mollah de son village. Il rentre à l'école Saint-Louis à Téhéran à l'âge de douze ans afin d'y finir ses études supérieures. C'est dans cette école qu'un professeur le guide dans ses premières découvertes poétiques. Il compose d'abord des vers en suivant les grands de la poésie classique Saadi et Hafez par exemple, puis commence à suivre son propre chemin, sans précédent dans la poésie persane : la poésie qui ne tient compte ni du mètre, ni de la rime. Ay Shab ("Ô Nuit") et Afsaneh ("Mythe") sont des œuvres qui appartiennent à cette période de transition dans la vie de l'auteur (1922).

Les occasions dans lesquelles Nima a publié ses œuvres sont notables. Durant les premières années pendant lesquelles Nima écrivait, la presse était contrôlée par le pouvoir, et sa poésie, qui allait plus loin que la norme établie à l'époque, n'avait pas l'autorisation d'être publiée. Pour cette raison, la plupart des premiers poèmes de Nima Yushij n'ont pas été lu par le public avant les années 1930. Après la chute de Reza Shah (1941), Nima est devenu membre du comité éditorial du magazine Musique. Travaillant avec Sadeq Hedayat, il a publié de nombreux de ses poèmes dans ce magazine. Il a seulement publié ses œuvres à son compte en deux occasions : L'histoire pâle et La famille du soldat.

La fermeture de Musique coïncide avec la formation du Parti Tudeh et l'apparition d'un certain nombre de publications gauchistes. Radical par nature, Nima est attiré par les nouveaux journaux et publie de nombreuses compositions dans ceux-ci.

Ahmad Zia Hashtroudy et Abul Ghasem Janati Atayi sont parmi les premiers à avoir travaillé sur la vie et l'œuvre de Nima Yushij.

Sign up to comment. Sign in if you already did it.

Photo details

  • Uploaded on February 29, 2008
  • Attribution
    by Alireza Javaheri
    • Camera: CEC DC-2320
    • Exposure: 0.016s
    • F/Stop: f/1.000
    • ISO Speed: ISO65535
    • Exposure Bias: 1.00 EV
    • Flash fired

Groups